گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

بزرگمردی از تبار حسن خان(حَسکَه محمدی گراوند) ایلخانی محمدی گراوند باوه اسد برنو وسط هوماری طریان سورای جدران(اسم پدر و یکی از فرزندانش اسد ،تفنگ برنو، اسم اسبش جدران که در نوع خود بی نظیر بود و همواری زمین های سرطرهان) سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مُرده آن است که به نکوئی نامش نبرند

گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

بزرگمردی از تبار حسن خان(حَسکَه محمدی گراوند) ایلخانی محمدی گراوند باوه اسد برنو وسط هوماری طریان سورای جدران(اسم پدر و یکی از فرزندانش اسد ،تفنگ برنو، اسم اسبش جدران که در نوع خود بی نظیر بود و همواری زمین های سرطرهان) سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مُرده آن است که به نکوئی نامش نبرند

مشخصات بلاگ
گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

فرض اله محمدی گراوند

آخرین نظرات
#نمونه_ایی_از_حمایت_های_زنده_یاد_ایلخانی_محمدی_گراوند_از_رعیت_و_عشایر

نقل از حسنعلی دارابی(گراوند)

در روزگاری که زنده یاد ایلخانی در "چَه کِرَمخان" از مناطق سرطرهان سکونت داشت یکی از رعیت های ایلخانی به اسم جَمه با دو نفر از مردم قبله(قولَه) قمار بازی میکند و دَه،پانزده رأس گوسفند که تمام داراییش میباشد را می بازد. دو نفرِ برنده قمار، گوسفندان جَمَه که قاطی گوسفندان ایلخانی هستند و پسر جَمه بنام یارولی همراهشان(شوون) است را از گوسفندان ایلخانی جدا میکنند و راهی روستای سرطرهان به سمت قِبله میشوند.در این حین یارولی بدو بدو و گریان به خانه ایلخانی میرود و ایلخانی از همسرش آغازیبا میپرسد که یارولی برای چه گریه میکند.آغازیبا هم به ایلخانی میگوید که جَمه با دو نفر از مردم قبله قمار بازی کرده و تمام گوسفندانش را باخته.ایلخانی به یارولی میگویید از کدام طرف گوسفندان را بردند که میگوید به سمت سرطرهان رفتند که از آنجا به قبله بروند.
ایلخانی بلافاصله به همسرش آغازیبا میگوید سریع آن برنو را برایم بیاور و به یارولی هم میگوید با من بیا به محض اینکه دستم بهشان رسید تو گله گوسفندان را برگردان و بدین صورت عجله و با سرعت دنبال آن دو نفر میرود و به محض روٌیت آنها چند گلوله به سمت شان شلیک میکند و میگوید اگر مرد هستید بایستید، شما چطور دلتان آمد گوسفندان این مرد فقیر را که تمام زندگیش است ببرید آن دو نفر هم در حال فرار فریاد میزند... ایلَه(ایلخانی) هر نَکوشمون اَوَه کاورِلَه بووران.یعنی(ایلخانی فقط ما را نزن،گوسفندها را ببر).....و بدین صورت گوسفندان مالباخته را به صاحبش بر میگرداند.....

نوشته شده توسط فرض اله محمدی گراوند
01/ مهرماه/ 1396


در ادامه حمایت های زنده یاد ایلخانی از عشایر شوهان،ساکن در منطقه بیجنوند....

نظرات  (۱)

  • احسان احمدی کوشکی
  • بزرگی بنرزدن و ریاست امروزی نیست/به راه بزرگان باید رفت جوری دیگر گفته اند

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی