گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

بزرگمردی از تبار حسن خان(حَسکَه محمدی گراوند) ایلخانی محمدی گراوند باوه اسد برنو وسط هوماری طریان سورای جدران(اسم پدر و یکی از فرزندانش اسد ،تفنگ برنو، اسم اسبش جدران که در نوع خود بی نظیر بود و همواری زمین های سرطرهان) سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مُرده آن است که به نکوئی نامش نبرند

گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

بزرگمردی از تبار حسن خان(حَسکَه محمدی گراوند) ایلخانی محمدی گراوند باوه اسد برنو وسط هوماری طریان سورای جدران(اسم پدر و یکی از فرزندانش اسد ،تفنگ برنو، اسم اسبش جدران که در نوع خود بی نظیر بود و همواری زمین های سرطرهان) سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مُرده آن است که به نکوئی نامش نبرند

مشخصات بلاگ
گذری بر زندگی نامه زنده یاد ایلخانی محمدی گراوند

فرض اله محمدی گراوند

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عفو ملوکانه» ثبت شده است

خانِ محمدی

"عفو ملوکانه" در دهه 40 ه.ش و پایان دادن به 15 سال ماندن در کوه بواسطه زنده یاد محمدحسین خان غضنفری امرائی و دو تن از شخصیت های لایق و بزرگ طرهان زنده یاد حیاتقلی خان خسروی گراوند  و زنده یاد عظیم خان محمدی گراوند


قبل از اینکه خان محمدی بواسطه محمدحسین خان از حکومت پهلوی تأمین(عفو) بگیرد

دو سه بار به بهانه تأمین میخواهند او را دستگیر کنند که متوجه فریب ماموران حکومتی میشود و از کوه پائین نمی آید و کار به درگیری میکشد.

و یکبار هم در کوه گَور چادری برپا میکند به نشانه اینکه این مال و زندگی منه و متواری نیستم.

 تا اینکه این بار هم یکی از ماموران حکومتی بنام سرهنگ طلویی به دروغ و بهانه اینکه تأمین نامه ات را آورده ایم خودت را تسلیم کن برای دستگیری خان به سراغش می رود که خان باز هم متوجه دروغ و فریب سرهنگ طلویی میشود و پس از درگیری بار دیگر به کوه می زند(مِه اِ کوه)


و این در حالی بود که یکبار دیگر استوار قپان وری از نیروهای سرهنگ طلویی در بیجنوند در جستجوی خانه به خانه در تعقیب خان توسط عظیم خان دارابی و کاظم خان دارابی کتک میخورد و بهش میگن خان، خانه ما هست اگر جرات داری بیا دستگیرش کن.


بار آخر ماموران زیادی از خرم آباد برای دستگیری خان راهی کوهدشت می شوند و قبل از اینکه به سرطرهان بیایند نزد محمدحسین خان غضنفری می روند و طی مشورتی محمدحسین خان غضنفری با مامور مسٶل تسلیم کردن خان قول تأمین(عفو) خان را گرفته و به ماموراها میگوید شما دیگر کاری نداشته باشید تا من بروم و خان را از کوه پائین بیاورم.

خلاصه محمدحسین خان همراه ماموری که مسٶل تسلیم کردن خان است راهی سرطرهان شده و به خانه ایلخانی عموی خان رفته و با ایلخانی صحبت می کند و میگوید بنظر شما خان به من اعتماد میکند ایلخانی هم در جواب می گوید: خیلی و خیالت راحت، شما جان هم بخواهی نَه نمی گوید.

یکی را میفرستند که به خان پیغام بدهد که این بار محمدحسین خان قول داده که تأمینت را گرفته خیالت راحت درگیر نشو.

خان هم قبول کرده و در کوه "خِه ر" قرار ملاقات میگذارد ولی باز هم محض احتیاط تفنگچی هایش در محل قرار کمین میکنند، زمانی محمدحسین خان و ماموری که مسٶل تسلیم کردن او است به محل قرار می رسند کاملا در کمین و تیر رٲس او قرار دارند.

خان به محض دیدن محمدحسین خان به خدمتش رفته و محمدحسین خان میگوید حاضری خودت را تسلیم کنی؟

خان هم میگوید بله هرکجا که جنابعالی امر بفرمائید حاضرم، نمیزارم دست خالی برگردی حتی اگر بدونم پنجاه بار اعدام میشوم، محمدحسین خان به او میگوید حالا تنها آمده بودی!؟خان هم میگوید نه ولی قبل از رفتن صبر کن تا با تفنگچی هایم خداحافظی کنم با یک علامت به تفنگچی های همراهش اشاره میکند و از کمینی که کرده بودن بیرون می آیند و بعد از خداحافظی به اتفاق محمدحسین خان راهی منزل میشوند،محمدحسین خان، خان را به ایلخانی می سپارد و خودش هم به خانه یدالله خان میرود که فردا صبح به اتفاق هم بروند و خان خودش را معرفی کند و او نیز تأمین ش را بگیرد.

صبح محسی خان، خان را از سرطرهان و از سمت کرمانشاه و بعد به خرم آباد می برد و عفو ملوکانه را برایش گرفته و او را به کوهدشت می آورد که آن روز مردم زیادی هم برای دیدار خان در شهر جمع شده بودند و خان را تا خانه برادرش عبدالله خان همراهی می کنند که عبدالله خان میگوید قدردانی از این جمعیت بکنید تا به خانه هایشان بروند و خان هم با تشکر و قدردانی جمعیت را بدرقه میکند.....


 نریمان خان محمدی گراوند (معروف به خان) فرزند نعمت الله خان نوه نریمان خان از نوادگان حسن‌خان (حَسکَه، بزرگ خاندان محمدی گراوند) برادرزاده ایلخانیست، شایان ذکراست مادر ایلخانی (نورالعین) خواهر پدری محمدرضاخان دارابی(سرتیپ) می باشد.


تولد(خان)احتمالا 1313ه.ش و وفاتش 1351 بوده که در سن 38 یا 40 سالگی درگذشته و در قبرستان وادی‌السلام قم به خاک سپرده شده است.

روح همه درگذشتگان شاد🌷


نوشته شده در ۱۶ مرداد ۹۶ و درج در کانال تلگرامی بزرگان و نوادگان دیار طرهان و زاگرس 

افراد نامبرده در متن

عفو ملوکانه

  • فرض اله محمدی گراوند